امروز: شنبه 16 آذر 1398 برابر با 07 دسامبر 2019

 

دارای مجوز  رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 93/28012

یادداشت


سال ٩٣ بود، یک دانشجو از منطقه ي  محروم بلوچستان به تهران رفت با دانشجوی جوانی به نام حسین علیمرادی در کانون خیریه دانشگاه علامه آشنا شد و حسين هم با فقر و محرومیت اين خطه اشنا گشت. مدارس کپری و خشتی گلی، پايين بودن كيفيت آموزشي و نبود امکانات اولیه آموزشی و...

چهارشنبه, 22 آبان 1398

جاده نام آشنایی است برای افرادی که در چاهسار زندگی برخی از اوقات خویش را در جاده می گذرانند.
جاده در تعریف عمومی یعنی: خط حمل و نقل و رسیدن  مطلوب به آنچه ما بسویش می رویم؛اما خیلی ها از جاده تعریف دیگری دارند؛خیلی ها بر این باور اند که جاده در استان سیستان و بلوچستان وسیله رسیدن به مقصد نیست.
جاده های استان سیستان و بلوچستان جان می گیرند.
اما تنها جاده مسبب این جان گرفتن نیست؛عواملی همچون سرعت غیر مجاز،سبقت غیرمجاز، خواب آلودگی، نبستن کمربند ایمنی، عدم توجه به علائم راهنمایی و رانندگی و...) همه این ها در یک حادثه ترافیکی فرق نمی کند چه عامل انسانی و چه جاده ای دخیل هستند.
به گزارش محمودرضا ناصح مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر، فقط در جنوب استان سیستان و بلوچستان در نیمه اول آبان ماه 90 نفر جان خود را در حوادث ترافیکی از دست داده اند.
برخورد های رخ به رخ ماشین های عبوری صحنه و سکانسی آکنده از غم را رغم می زنند که در یک چشم به هم زدن بعلت شدت جراحات دقیقا دو خانواده کامل از بین می روند و ملتی را به عزا می نشانند.
هر روز توسط رسانه ها، اخبار، گروه و کانال های خبری استان از حوادث جاده ای که حکایت از بی احتیاطی دارند با خبر می شویم.
 باید بیش از پیش ما در رانندگی جانب احتیاط را در نظر بگیریم.
از کنار این اخبار و حوادث ساده نگذریم این نوع اخبار ما را خبر می کنند که با اتفاق این حادثه کودکی یتیم شد،مادری به عزای فرزندی نشست،خواهری برادرش را از دست داد،خانواده ای نان آورش را از دست داد،پدری جگر گوشه اش را از دست داد،پسری پدری مهربان و زحمت کش را از دست داد؛
از بس که این اتفاقات ترافیکی در شهر و استان ما رخ داده است  جاده های استان ما بوی خون می دهند و در کنار جاده ها خورده شیشه های ریخته شده شاهد این حوادث ترافیکی هستند.

سینا سعادتمند

زن در دنیای غرب به عنوان یک کالای تجاری و قابل انتقال به اشخاص حقیقی و حقوقی مورد استفاده قرار می گیرد.

این ها همان هایی هستند که ادعای آزادی زن را خواستار اند و ندای حریت سر می دهند و سنگ وفا به زن ، به سینه می زنند.و ادعا دارند اسلام عزیز در حق زن ظلم کرده و او را محبوس در خانه کرده است؛در حالیکه این بلعکس است؛اسلام جایگاه از دست رفته زن را دوباره به او بازگردانید و به مقام او رفعت بخشید و او را از اوج بی مهری و از لابلای خاک به عزت رساند.
اسلام فقط یکسری قوانینی را برای زن حفظ کرده است تا جامعه از گناه و فحشاء به دور باشد.
اما
*معضل فرار دختران از خانه*
موضوعی است بس خطر ناک و چالش انگیز.
در این بُرهه از زمان که هیچ کس از عاشق شدن مستثنی نیست و شاید کمتر کسی باشد که نام(عشق)به گوشش رسیده نباشد.
مردم عشق را با هوس اشتباه گرفته اند و دچار سردرگمی و هوس شده اند و تنها.
متاسفانه بسیاری از ماها یاد نداریم چطور از فضای مجازی استفاده کنیم و خیلی از انسان های ضعیف الایمان فضای مجازی را بستری جهت وقت گذرانی،عشق بازی،تماشای فیلم های مستهجن می دانند و چت خیلی ساده با حیای دختران بازی می کنند.
روزی وارد دفتر اساتید حوزه ای شدم نوشته ای کوتاه اما پر از درد توجه ام را به خود جلب کرده؛نوشته ای که حکایت از همین هوس و اشتباه عشقی داشت.آن جمله این بودکه: *"مولوی خواهرم23ساله است و یک هفته است که از خانه فرار کرده است و همین پنچشنبه مراسم عروسی برادرم است آبروی ما در خطر است لطفا دعا کنید."* این جمله واقعا تکان دهنده است.جمله ای کوتاه است اما معنا،گریه،آه،افسوس و درد وسیعی را پشت سر دارد.
دختران با فرار از خانه تمامی پل ها و راه های بازگشت پشت سر خود را خراب می کنند و راهی برای بازگشت برای خود نمیگذارند و خانواده ای را با جایگاه شخصیتی منحصربه فردی زیر سلطه بانک سوالات گوناگون می برند و شاخص بارز یک خانواده را خدشه دار می کنند.

ویژگی‌های شخصیتی مولانا عبدالحمید که به سه مورد آن اشاره میشود باعث موفقیت و محبوبیت او در سطح ملی شده که میتواند بعنوان یک ظرفیت برای حل بحرانهای منطقه ای مورد استفاده قرار گیرد.


 اول: تقوا و خدا ترسی، که ایشان را تبدیل به فردی شجاع و با درایت نموده که هرگاه احساس میکند باید در مورد مساله ای خاص اعلام موضع کند بدون ترس و محافظه کاری این کار را انجام میدهد. از نشانه های تقوای او می توان به اعتکافش در مسجد در ماه مبارک رمضان اشاره کرد. در حالیکه همه ما و حتی علما و روحانیون تمایل داریم ماه رمضان را در کنار خانواده و سفره های رنگی افطار و سحر سپری کنیم، مولوی عبدالحمید ترجیح میدهد تمام ماه رمضان یا بخشی از آنرا در مسجد به خودسازی و تفکر بگذارند. برخلاف تصور عموم، مولانا بیشتر شخصیتی معنوی است تا سیاسی و در سخنان او توجه به خدا و رعایت احکام و محرمات برجسته تر از سیاست است.


 دوم: دید گسترده و تفکر پلورالیستی جناب مولوی که او را در سطح ملی و  منطقه ای مطرح نموده است. او در استانی که اکثریت جمعیت آنرا اهلسنت تشکیل می دهند و افراط گرایی های مذهبی در دو کشور همسایه میتواند استان را تحت تاثیر قرار  دهد، بر رعایت حقوق شیعیان و حرمت مال و جان آنان تاکید میکند و این در حالی است که  جامعه اهلسنت استان خود احساس تبعیض میکند و زمینه خشونت هم در استان فراهم است اما مولوی همیشه بر همزیستی مسالمت آمیز با شیعیان و پیگیری مطالبات اهلسنت از راههای مدنی و گفتگو و تعامل تصریح میکند. این امر با توجه به شرایط بحرانی کشورهای همسایه و امن بودن استان و کشور بیشتر جلوه پیدا می کند.


 سوم: نداشتن نگاه قوم گرایانه و خودمحوری. در منطقه ای که رقابتهای قومی و طایفه ای برای کسب قدرت اداری و سیاسی در آن رواج دارد، شیخ الاسلام مولوی عبدالحمید در حالیکه میتواند از نفوذ معنوی خود برای گماردن اعضای طایفه خود در برخی مسئولیتهای اداری و شورای شهر استفاده کند اما از خرد جمعی بهره برده و به بهای ناراحت شدن برخی اعضای طایفه اش از این رانت استفاده نکرده و کمتر شاهد نفوذ نزدیکان او در شورای شهر یا تشکیلات اداری هستیم. این مساله وقتی بیشتر نمود پیدا میکند که برخی دیگر از علمای استان در انتخابات ها و انتصابات محلی بیشترین تلاش را برای گماردن نزدیکان خود در پستها و استخدامها دارند.


 نکته پایانی: مولانا عبدالحمید گرچه معصوم نبوده و ممکن است مانند همه ما در زندگی فردی و اجتماعی اش دچار اشتباهاتی بشود اما با داشتن ویژگی‌های فوق در کنار سادگی و صداقت توانسته به شخصیت  کاریزماتیکی تبدیل شود که حرف و عملش مورد تایید میلیونها نفر در داخل و خارج کشور قرار بگیرد بگونه ای که میتواند در تعیین رئیس جمهور کشور بزرگ و قدرتمندی مانند ایران تاثیر گذار باشد.

 

امان الله تمنده‌رو/ دکترای جامعه شناسی

آنجا دختران دغدغه شأن آب است و پیدا کردن نانی برای خوردن

مرثیه ای برای دخترانی که رویایشان آب لوله کشی بود!

اینجا در روستای کموبازار چابهار، هنوز هم مثل روزگاران سخت قرون گذشته، زنان و دختران روستا با کوزه و ظرف های سفالین و پلاستیکی و از هوتک ها و آب انبارها، برای شرب و پخت و پز آب می آورند، و چه کسی باور می کند که این روستا، تکه ای از سرزمین ثروتمندی بنام ایران باشد.
مگر این دختران جوان، چه گناهی کرده‌اند که در گوشه‌ای یاد رفته از خاک زرخیز ایران بدنیا آمده اند؟

کدامیک از مسئولان دولت تدبیر و امید در استان سیستان و بلوچستان برای عرض تسلیت و دلداری بسراغ خانواده این دو دختر ناکام در روستای کموبازار رفتند؟ و براستی استانداری استانی که اینگونه در آن دختران نوجوانان و در راه آوردن آب به خانه جان می‌دهند، چه افتخاری دارد؟

محمدرضا شوق الشعراء- یزد

بر اساس گزارش ایرنا ، چهارشنبه 17 مهر98، برداشت آب از «هوتگ» جان دو دختر ۱۴ و ۱۶ ساله به نام‌های سارا و بسمه کلمتی در روستای ریمدان از توابع بخش دشتیاری شهرستان چابهار را گرفت .

صفحه1 از60

آخرین اخبار

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پر بازدید

جاذبه های گردشگری استان سیستان و بلوچستان

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز269
mod_vvisit_counterدیروز706
mod_vvisit_counterاین هفته4147
mod_vvisit_counterهفته قبل4915
mod_vvisit_counterاین ماه4147
mod_vvisit_counterماه گذشته16085
mod_vvisit_counterکل بازدیدها2130791

بازدیدکننده جاری : 12
آدرس آی پی : 3.234.214.179
,
امروز : 07, دسامبر, 2019

حالت های رنگی