دارای مجوز به شماره مجوز 74039 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

زاهدان تشنه لب را نجات دهید

سه شنبه, 03 فروردين 1400 ساعت 10:18 نوشته شده توسط  پیرمحمد ملازھی اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم


این روزها کمبود آب در شهر زاهدان بصورت یک مشکل جدی در آمده است.


مردم با واقعیت سختِ قطع آب روبرو، و ناراضی می باشند. مدیریت استان مستاصل از این مشکل جدی، و تلاش هایش نیز، نمیتواند پاسخگوی نیاز روز افزون جمعیت کلان شهری شود که، جمعیت آن بی رویه رشد کرده و با مقتضیات طبیعت خشک آن همخوانی ندارد.
اما مشکل فراتر از این حرف هاست برای فهم مشکل و یافتن راه حل لازم است مقدماتی را یاد آور شویم.

اول: کره زمین در حال گرم شدن است و سالهاست که اندیشمندان و دوست داران محیط زیست هشدار میدهند ولی گوش شنوائی وجود ندارد .
یک بخش صنعتی حریص و منفعت طلب در سطح جهانی شکل گرفته که، بدون توجه به ظرفیت واقعی کره زمین دارد همه هستی را قربانی سود و منافع شخصی خود میکند .،
کشور ما هم از این روند مستثنا نیست.

دوم: یکی از نتایج گرم شدن زمین برهم خوردن تعادل طبیعت در بارش های طبیعی است که بطور مشخص کره زمین را به دو بخش شمالی پر باران و جنوبی کم باران تقسیم کرده است.
در شمال مناطقی را داریم کہ بارندگی سالانہ شان بہ چندین متر در سال برسد و برعکس در مناطقی جنوبی، یا اصلا بارندگی نداریم، و یا حداکثر بارش از 130 میلیمتر درسال تجاوز نمی کند، کہ آن هم معمولا بصورت رگباری تند و سیل آسایِ مخرب می بارد.
ایران درکلیت جغرافیائی اش و سیستان وبلوچستان بصورت خاص در کمر بند خشک کره زمین قرار دارند.

سوم: جابجایی جمعیت انسانی، امروزه بصورت یک بحران جهانی از جنوب خشک بطرف شمال پر آب در حرکت است و بحران مهاجرت را از آفریقا بطرف اروپا و از آمریکای جنوبی به آمریکای شمالی بوجود آورده، نتیجه طبیعی آن برهم خوردن تعادل مرتبط با آب در کره زمین است.
اما در این فضای واقعی هستی مرتبط با آب ،ایران درکجا و سیستان و بلوچستان در کجای این معادله قرار دارد و راه حل ها چه میتواند باشد؟

مقدمتا باید گفت که در ایران هم روند طبیعی از همان الگوی جهانی پیروی میکند .
هر چه از جنوب بطرف شمال حرکت کنیم میزان بارش و طبعا دست رسی به آب بیشتر است.در واقع ایران واقع درکمر بند خشک کره زمین با سه حوزه آبریز روبرو است (حوزه البرز،،حوزه زاگرس و حوزه کویر.،،)
دو حوزه البرز و حوزه زاگرس در مساعد ترین شرایط بارشی بطور متوسط 230 میلیمتر درِ سال و حوزه کویر در پائین ترین سطح حدود 130 میلیمتر بارش نا منظم را دارند.
این مقدار آب حتی اگر همه اش استحصال شود و هدر نرود باز هم برای یک کشور درحال رشد جمعیت کافی نخواهد بود و استان های واقع در حوزه کویر دیر یا زود با سرنوشتی روبرو خواهند شد که نشانه غیر قابل انکار آنرا این روزها در زاهدان شاهد هستیم.
همه استان های شرقی وحاشیه ای کویر مشمول این روند غیر قابل اجتناب خواهند بود .
از خراسان رضوی و خراسان جنوبی تا یزد اصفهان ،کرمان و در مرکز آن سیستان و بلوچستان، با چنین سرنوشتی از کمبود آب در آینده ای نه چندان دور روبرو خواهند شد.
بنابراین ایران با زاهدان ها و کلان شهر های بزرگتر در آینده مواجه است.
سیل جمعیت از شرق خشک بطرف شمال ایران ، در دهه پنجاه از سیستان آغاز شده ولی حاکمیت درک درستی نداشت، درست مثل همین حالا که بجای درک بموقع مشکل و یافتن راه حل پایدار درصدد رفع موقتی آن، و در بی برنامگی کامل درحال پریدن از این شاخه به آن شاخه هستیم و باورمند به این که از این ستون تا آن ستون ممکن است فرجی حاصل شود.

آخرین فکر بکری که به ذهن حاکمان رسیده است، در واقع مال خودشان هم نیست، آنرا از سه شرکت بزرگ معدنی صنعتی به وام گرفته اند، مدیریت ها در معادن واقع در حوزه آبریز کویر کم آب که کسب و کار شان با محدویت روبرو است به این فکر افتادند که با تشکیل یک کنسرسیوم مشکل آب خود را از خلیج فارس از طریق تکنولوژی شیرین کردن و انتقال به معادن چادرملو در کانسار کویر حد فاصل یزد وطبس،مس سرچشمه درکرمان ومعدن سنگ آهن گل گهر حل کنند .
این فکر کم کم گسترش یافت و مطالعات جدی تری صورت گرفت و اکنون رسیده است به مدیریت دولتی در استانهای شرقی وحاشیه ای کویر بزرگ مرکزی ایران.، پروژه ای بزرگ ،هزینه بر با آینده ای نا مشخص که خیلی آنرا در قالب طنز سنگ بزرگ علامت نزدن است تصور می کنند .منتها بحث ما کلان شهر زاهدان است و این پرسش که بفرض عملیاتی شدن طرح انتقال آب از دریای مکران از مبداء چابهار تا خراسان شمالی آیا مشکل آب زاهدان حل میشود یانه .!؟
این در باغ سبز نشان دادن تشنه لبان امروز زاهدان است تا سختی را موقتی بدانند وامیدوارم باقی بمانند. دراین باره دو نکته اصلی وجود دارد:

1- برآوردهای اولیه هزینه تولید آب شرب از دریا طبق تجربه که تاکنون در ایران و کشور های عرب حوزه جنوبی خلیج فارس شده است..
درمبدآء چیزی حول و حوش یک دلار برای هرمتر مکعب آب است .بنابراین اگر فرض کنیم همین مقدار هزینه ایجاد خط لوله ،ایستگاه های پمپاژ وتاسیسات جنبی ونگاه داری آنها بشود ،برای هر متر مکعب آب با احتساب امروز 2 دلار حدود 50 هزار تومان باید هزینه در نظر گرفت.،،
فرض را بر مصرف حداقل یک گالن 20 لیتری برای یک خانواده چهار نفره درنظر بگیرید که در زاهدان اگر جمعیت خانوار ها بیشتر نباشد قطعا کمتر نیست.بنابراین یک خانواده چهار نفره زاهدانی روزانه باید 200 هزار تومان بتواند پرداخت کند تا آب شیرین دریای مکران را نوش جان کند.!!
پرسش ساده این است چند درصد مردم ساکن در زاهدان از چنین در آمدی بر خوردار می باشند؟.
از اکثریت حاشیه نشین صرف نظر کنید ،،
خود جمعیتی که به اصطلاح دستش به دهانَش میرسد .روزی 200هزار تومان درماه میشود6000000 ملیون تومان!.
کدام شهروند زاهدانی چنین درآمدی دارد که چنین هزینه ای را برای یک قلم از نیاز هایش بپردازد.؟
لابد دست اندر کاران فکری کرده اند و نگاه به خزانه دولت و یارانه آب دارند ، پرسش این است آیا دولت چنین خاصه خرجی برای زاهدانی ها برای مدت طولانی خواهد کرد واساسا از توانش بر می آید که کل استانهای حاشیه کویر را از طریق سوبسید برای همیشه آب رسانی کند ؟!
واقعیت این است که تردید های جدی وجود دارد.۔۔
اما یک احتمال قوی تر است وآن همان چیزی است که از اول فکرش به ذهن بعضی افتاد و کنسرسیوم چادرملو ،مس سرچشمه وگل گهر رابوجود آوردند. به احتمال قوی آب شیرین دریای مکران به صاحبان معادن و صنایع مرتبط با آن در کمر بند معادن میرسد که از سیستان و بلوچستان شروع و تا خراسان یعنی درست در طرح تعریف شده انتقال آب دریای مکران ادامه دارد.
آبرسانی به استان های شرقی در این پروژه بدین معنی است و در یک کلام بنام مردم ولی بکام صاحبان قدرت وبمنافع متمرکز است .
بنابر این به همشهری عزیز باید توصیه کرد که کمتر به شکم خود صابون بزنند .، به قول آقای روحانی رئیس جمهور بوی کباب نیست درپشت تپه خر داغ میکنند.!"
بخش صنعت و معدن از توان پرداخت هزینه 6 ملیونی آب شیرین دریا با این منطق ساده اقتصادی شناخته شده برخوردار است که وقتی هزینه تولید بالا میرود قیمت ها را افزایش میدهد وجبران می کند مردم عادی چه امکانی دراختیار دارند تقریبا هیچ.،،،،
بنابر این پروژه انتقال آب دریا به استان های شرقی نه برای مردم که برای عملی ساختن پروژه های معدنی و صنایع مرتبط با آن چه دولتی و چه نیمه دولتی ونیمه خصوصی است .
تنها در پوشش ظاهری زرد ورق فریب آبرسانی به مردم پوشانده شده است تا درسطح ملی قابل قبول جلوه داده شود و هزینه آنرا به دولت تحمیل کنند .
اما راه حل برای سیستان و بلوچستان و بویژه کلان شهر زاهدان چیست؟!

باید اعتراف کرد که راه حل فوری و دم دستی وجود ندارد .آنقدر در این چند دهه ندانم کاری شده که تقریبا تمامی آب های زیر زمینی که طی ملیون ها سال در یک روال طبیعی ذخیره شده بود ،با بهره برداری بی رویه از طریق حفر چاه های مجوزدار و غیر مجوز دار تخلیه شدند ودر آستانه تمام شدن قرار گرفته اند. دریک کلام تبدیل به هندوانه شدند و مشمول این ضرب المثل نشدند که برو فکر نان کن که خربزه آب است.
بنابر این در کل استان، منابع زیر زمینی آب هدر رفته و باریکه آبی که از تجربه تاریخی ایرانیان به عنوان مخترع قنات،زندگی کم رمقی در روستاهای پراکنده امکان پذیر می ساخت از دست رفته اند و مهاجرت روستائیان به حاشیه شهرها اجتناب ناپذیر شده است .
زاهدان عینی ترین نمونه آن است. سیل مهاجرت از شرق به شمال طبق الگوی جهانی وتحت تاثیر تغییرات جوی در مقیاس خرد آن در سیستان و بلوچستان واقعیت زندگی امروز است. اما چگونه میشود لاقل زاهدان را نجات داد.؟
به باور من طرح انتقال آب شیرین از دریای مکران با درآمد مردم نمیتواند سازگار شود.آب زیر زمینی هم ته کشیده است زاهدان بین بودن ونبودن قرار دارد .سرنوشتی که با سیستان واقع درحوزه آبی هیرمند بدلیل انتقال آب از چاه نیمه های زابل شریک شده است.
نابودی شهری باجمعیتی نزدیک به یک ملیون نفر قابل تصور نیست چنین جمعیتی را در هیجان جای دیگری نمی توان جایگزین کرد. پروژه هائی نظیر چاه ژرف هنوز چندان عملیاتی تصور نمیشود. تنها یک راه وجود دارد آب هیرمند که آنهم دراختیار برادران نامهربان افغان است که رئیس جمهورش بصراحت میگوید آب مجانی در مقابل تیل( نفت )مجانی.
این امکان عملی ترین و در دست رس ترین و در همان حال پایدار ترین راه حل نجات سیستان و زاهدان است .
باید با افغانها مشکل حق آبه هامون و سیستان را حل کرد، تا دیر نشده است هم باید این مشکل حل شود.ما فرصت های طلائی معامله با افغانها را از دست دادیم ولی هنوز اندک فرصت هائی هست چابهار و راه ترانزیت مورد نیاز افغانستان با آب هیرمند .معامله پایا پای معقول وعملی است ،.

بندہ به مدیریت استان و بخصوص آقای مالکی نماینده زاهدان که خود یک افغان شناس است و روحیه افغان ها را خوب می شناسد توصیه می کنم وقت خود را در نامه نگاری به استاندار هدر ندهد، یک راست سراغ وزارت خارجه و حاکمیت برود ،.، هر راه حل دیگری بدلایلی که ذکر شد هدر دادن وقت و تحمل هزینه های زیادی وبی نتیجه است.،،
زاهدان را نجات دهید، تا دیر نشده است..

زاهدان رانجات دهید.۔۔

پیرمحمد ملازھی
1399/12/29__ تھران

خواندن 17 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
کد: 288
محتوای بیشتر در این بخش: آب و سراب؟! »

فرهنگ

cache/resized/f74b020a4c0df97dfe29fbb113063b5b.jpg
قلعه ناصری ایرانشهر پس از قلعه بمپور یکی از
cache/resized/d006f2be606e41cc4dd1fe68165b7372.jpg
شهر سوخته نام سلسله تپه‌هایی به هم پیوسته
cache/resized/4151a6c7722ed556e4601ed202c39f3d.jpg
روستای آپاتان در شش کیلومتری شهرستان سیب و سوران
cache/resized/f1c8530a78ec2856d754018e98a70aea.jpg
بی تردید کشورهای حوزه خلیج فارس دارای بیشترین سهم

آمار بازدید

بازدید امروز4
بازدید دیروز 259
بازدید هفته1271
بازدید ماه5909
بازدید کلی7375

1
Online

Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Black Blue Brow Green Cyan

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family